IRANIAN UK . COM صفحه اصليتبادل نظر پرنيانچت رومسفارش آگهيعضويت در سايتتماس با ماجستجوجديدترين مطالبآرشيودسترسی به سایت در ایران

زرنگ ترين پير زن دنيا !!!
زرنگ ترين پير زن دنيا !!!

دوشنبه 15 فوریه 2010 - 26 بهمن 1388
یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد .

نسخه چاپی
ارسال به دوستان
اشتراك در فيس بوك

 
 

زرنگ ترين پير زن دنيا !!!

يك روز خانم مسني با يك كيف پر از پول به يكي از شعب بزرگترين بانك كانادا مراجعه نمود و حسابي با موجودي 1 ميليون دلار افتتاح كرد . سپس به رئيس شعبه گفت به دلايلي مايل است شخصاً مدير عامل آن بانك را ملاقات كند . و طبيعتاً به خاطر مبلغ هنگفتي كه سپرده گذاري كرده بود ، تقاضاي او مورد پذيرش قرار گرفت . قرار ملاقاتي با مدير عامل بانك براي آن خانم ترتيب داده شد .

پيرزن در روز تعيين شده به ساختمان مركزي بانك رفت و به دفتر مدير عامل راهنمائي شد . مدير عامل به گرمي به او خوشامد گفت و ديري نگذشت كه آن دو سرگرم گپ زدن پيرامون موضوعات متنوعي شدند . تا آنكه صحبت به حساب بانكي پيرزن رسيد و مدير عامل با كنجكاوي پرسيد راستي اين پول زياد داستانش چيست آيا به تازگي به شما ارث رسيده است . زن در پاسخ گفت خير ، اين پول را با پرداختن به سرگرمي مورد علاقه ام كه همانا شرط بندي است ، پس انداز كرده ام . پيرزن ادامه داد و از آنجائي كه اين كار براي من به عادت بدل شده است ، مايلم از اين فرصت استفاده كنم و شرط ببندم كه شما شكم داريد!

مرد مدير عامل كه اندامي لاغر و نحيف داشت با شنيدن آن پيشنهاد بي اختيار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسيد مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد : بيست هزار دلار و اگر موافق هستيد ، من فردا ساعت ده صبح با وكيلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندي مان را رسمي كنيم و سپس ببينيم چه كسي برنده است . مرد مدير عامل پذيرفت و از منشي خود خواست تا براي فردا ساعت ده صبح برنامه اي برايش نگذارد .

روز بعد درست سر ساعت ده صبح آن خانم به همراه مردي كه ظاهراً وكيلش بود در محل دفتر مدير عامل حضور يافت .

پيرزن بسيار محترمانه از مرد مدير عامل خواست كرد كه در صورت امكان پيراهن و زير پيراهن خود را از تن به در آورد .

مرد مدير عامل كه مشتاق بود ببيند سرانجام آن جريان به كجا ختم مي شود ، با لبخندي كه بر لب داشت به درخواست پيرزن عمل كرد .

وكيل پيرزن با ديدن آن صحنه عصباني و آشفته حال شد . مرد مدير عامل كه پريشاني او را ديد ، با تعجب از پير زن علت را جويا شد .

پيرزن پاسخ داد : من با اين مرد سر يكصد هزار دلار شرط بسته بودم كه كاري خواهم كرد تا مدير عامل بزرگترين بانك كانادا در پيش چشمان ما پيراهن و زير پيراهن خود را از تن بيرون كند !

levrone - ايران - مشهد
اي پدر سوخته
دوشنبه 26 بهمن 1388

kiosk - مالزی - کوالالامپور
البته اصل داستان یه چیز دیگه بوده . که نویسنده محترم موقع ترجمه از +18 تبدیل کرده داستان و .. ولی خب نتیجه اخلاقی داستان همونه..
دوشنبه 26 بهمن 1388

mahyar1212 - ایران - تهران
ماشالله به این پیرزن مادربزرگ ما که از 24 ساعت 25 ساعتشو یه مفاتیح میگیره دستش هی دعا میخونه ولی با این حال عاشقشم خیلی زحمت کشیده برامون مادر جون ممنون
دوشنبه 26 بهمن 1388

DADA-S - هلند - آمستردام
این داستان رو خونده بودم همون طور که دوستمون گفت نویسنده سن داستان رو طوری تنظیم کرده که اطفال هم بتونن بخونن.
دوشنبه 26 بهمن 1388

delmorde - سوپد - یوتبوری
خيلي خنده دار بود مردم از خنده . عجب عجوبه اي واقعا فوق زرنگه. بيست هزارتا به مدير ميده و هشتادتا به خودش ميرسه . فوق العاده است.
دوشنبه 26 بهمن 1388

عباس امينى از العين /دبى - امارات - العين
من يه زمانى توى بانك كار ميكردم و از اينكه استعفاء دادم هميشه ناراحت بودم تا داستان اين پيرزن بدجنس رو خوندم خدا رو شكر كردم كه خوب قصر در رفتم و گرنه من هم جلوى همه لخت ميكرد چون خيلى به شرط بندى علاقه دارم !!!
دوشنبه 26 بهمن 1388

احتراز - آلمان - دورف
دمت گرم، آدم پیرزن هم بگیره، از این پیرا ۸۰۰۰۰ $ کاسب شد.
دوشنبه 26 بهمن 1388

homa-ir - المان - هامبورك
بنظرمن اين پيرزن يك پليتي گراست كه توانسته رئيس بزرگترين بانگ رابه بازي بگيرد. حالا ميخواهد باهرترقندي باشد .وبايك تيردونشان بزند. خداوند صدسال ديگر باو عمراعطا كند.
دوشنبه 26 بهمن 1388

UniQue_persian - انگليس - منچستر
خيييييييييييييلي با حال بود.kiosk - مالزی - کوالالامپور....لطفا اگر مكنه كل داستان و بگو كنجكاو شدم بدونم چيه.
دوشنبه 26 بهمن 1388

SarayeAzadi - انگلیس - لندن
ا.هاهاهاها..ایول ..خوب پوزشو زد زمین..از خنده روده بر شدم.میرسی. کاش میشد این پیرزن باهوش رو پیش جیره خواران ولی شیطان بفرستیم..تمام پولهای بی صاحب مملکت رو از شکمشون میکشید بیرووووووون.
دوشنبه 26 بهمن 1388

Parastoo06 - استرالیا - سیدنی
عجب کلکی!!
دوشنبه 26 بهمن 1388

ab55 - فنلاند - هلسینکی
عجب پير زن مكاره اي بوده پدر سوخته
دوشنبه 26 بهمن 1388

kiosk - مالزی - کوالالامپور
UniQue_persian - انگليس - منچستر. اصل داستان و هرچی گشتم تو میل باکسم پیدا نکردم. ولی ماجرا از این قرار بود که با وکیلش شرط میبنده فردا ساعت 10 صبح . دو تا چیزه :) رئیس بانک و میگیره تو دستش ...
دوشنبه 26 بهمن 1388

UniQue_persian - انگليس - منچستر
kiosk - مالزی - کوالالامپور....اي بابا چه پيرزن بي ادبي بوده ترجيحا همين سانسور شدش بهتره.بهرحال مرسي كه كامنتمو جواب داديد.
دوشنبه 26 بهمن 1388

niyaz - انگليس - لندن
واه واه واه خدا به دوووور!
دوشنبه 26 بهمن 1388

atena10 - ایران - تهران
بابا تو جوون بودی چی بودی البته که الان هم دلت جوونه
سه‌شنبه 27 بهمن 1388




تحصیل در انگلستان
پذیرش از کالج و دانشگاه های انگلستان
www.UkStudyToday.com
دوره های آیلتس و تافل در انگلستان
دوره های فشرده و طولانی مدت
www.UkStudyToday.com
مشاوره تخصصی تحصیل در انگلستان
تلفن تهران : 88 900 220 داخلی 760
www.UkStudyToday.com
طراحی حرفه ای وب سایت
وب سایتهای تجاری,خبری,شخصی
www.RoyalWebDesigners.com
محل نمایش آگهی شما
20 میلیون بار نمایش ماهیانه
www.IranianUK.com/feedback.php
تبلیغ رایگان کسب وکار خود؟
آگهی رایگان
www.Iranian118.com

 












ديگر مطالب اين بخش
  n  داستان كوتاه برادر
  n  داستان كوتاه ارزش نان
  n  عشق واقعي پيرمرد
  n  خراش عشق مادر
  n  داستان كوتاه نوازش از سمت تيز
  n  تاجر ميمون و مردم طماع
  n  فاصله
  n  خيانت مطبوع
  n  معلم ، سيب و توت فرنگي
  n  داستان كوتاه قيمت معجزه
  n  داستان كوتاه خريد شوهر
  n  داستان كوتاه بيمارستان
  n  داستان كوتاه دو گدا
  n  داستان كوتاه چرچيل و راننده تاكسي
  n  افكار ديگران
  n  يك عمر فريب
  n  نوشته اي از عبيد زاكاني : خواب ديدم قيامت شده است
  n  داستان كوتاه تصميم قاطع مديريتي
  n  داستان كوتاه كوهنورد
  n  داستاني كوتاه درباره نقش اساسي بانوان درپيشرفت آقايان
  n  داستان كوتاه مامان مَلي
  n  داستان كوتاه پسر شيخ عرب در آلمان
  n  داستان بيسكويت سوخته
  n  چه كسي واقعا خدا را دوست دارد؟
  n  داستان كوتاه نامه پيرزن به خدا
  n  باغ انار
  n  داستان كوتاه : فرزانگي پيري
  n  داستان كوتاه راه بهشت
  n  BRT (داستان كوتاه طنز)
  n  ماجراي ضرب المثل خر ما از كرگي دم نداشت چيست؟
  n  هرگز زود قضاوت نكن !
  n  زرنگ ترين پير زن دنيا !!!
  n  شغل پسر كشيش
  n  داستان كوتاه توله هاي فروشي
  n  خاطرات بازداشت چند ساعته، بعد از بازي روز جمعه
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 9
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 8
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 7
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 6
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 5
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 31
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 4
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 3
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 30
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 2
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 1
  n  داستان كوتاه راننده‌ي ماشين جنازه كش
  n  ماجراي لج كردن من با يه دختر خانم چاق
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 29
  n  داستان واقعي بسيار جالبي ازيك معلم و دانش آموز
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 28
  n  فراموشي پسورد
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 27
  n  داستان كوتاه انيشتين و راننده اش
  n  داستان كوتاه مرد و پيله كرم ابريشم - به فارسي و انگليسي
  n  مصيبت هاي كادوي اشتباهي
  n  چند داستان كوتاه و جالب
  n  داستان كوتاه ماهي گيري با لباس خواب ابريشمي - به انگليسي و فارسي
  n  داستان كوتاه مهلت خدا براي زندگي - به انگليسي و فارسي
  n  دعوت نامه كاف - داستان
  n  داستان بلوتوث پيژامه آقاي هنرپيشه
  n  داستان كوتاه روستائيان و تاجر ميمون
  n  يك داستان زيبا
  n  داستاني بسيار زيبا و واقعي
  n  ماهي گير ثروتمند
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 26
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 25
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 24
  n  داستان كوتاه صداقت
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 23
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 22
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 21
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 20
  n  چند داستان كوتاه
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 19
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 18
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 17
  n  داستان كوتاه ماهي گير ثروتمند
  n  دانلود داستان شب خسوف اثر گابريل گارسيا ماركز
  n  دانلود داستان كوتاه شيطان اثر جبران خليل جبران
  n  داستان كوتاه متشكرم اثر آنتوان چخوف
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي16
  n  داستاني واقعا جالب به مناسبت سيزده بدر
  n  داستان كوتاه الو مركز
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي15
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي14
  n  داستان كوتاه زندگي مانند قهوه است
  n  داستان كوتاه سرباز معلول
  n  داستان كوتاه شكوفه هاي بادام
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي13
  n  داستان كوتاه سرقت
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي12
  n  داستان كوتاه من و ليلي داستاني بر عليه ايدز به قلم بهرام رادان
  n  داستان كوتاه سفيد بخت
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي11
  n  داستان عاشقيت در پاورقي اثر مهسا محب علي - داستان خواني 7
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي10
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي9
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي8
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي7


  HTML CODE:




بخشهاي ديگر سايت



 
امكانات سايت
  عضويت در خبرنامه
:Email
بخشهاي مختلف سايت :
  تعداد بازديدكنندگان
240697911
 

   Copyright 2006 - 2010 © IranianUK.com , All rights reserved.   





دوره های کوتاه مدت و بلند مدت زبان انگلیسی در مالزی


محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.

محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما



محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.