IRANIAN UK . COM صفحه اصليتبادل نظر پرنيانچت رومسفارش آگهيعضويت در سايتتماس با ماجستجوجديدترين مطالبآرشيودسترسی به سایت در ایران

نام زبان فارسي در انگليسي : پرشن يا فارسي ؟
نام زبان فارسي در انگليسي : پرشن يا فارسي ؟

جمعه 02 جولای 2010 - 11 تیر 1389
نام زبان ما فارسی است. در انگلیسی به آن پرژن (یا پرشن) (Persian) می گویند. اگر چه این گفته ساده می نماید، ولی در سال های اخیر در زبان انگلیسی به گونه ای روز افزون به جای واژه ی پرژن (Persian)، از واژه ی فارسی (Farsi) استفاده می شود.

نسخه چاپی
ارسال به دوستان
اشتراك در فيس بوك

 
 

 
نام زبان فارسي در انگليسي : پرشن يا فارسي ؟

نام زبان ما فارسي است. در انگليسي به آن پرژن (يا پرشن) (Persian) مي گويند. اگر چه اين گفته ساده مي نمايد، ولي در سال هاي اخير در زبان انگليسي به گونه اي روز افزون به جاي واژه ي پرژن  (Persian)، از واژه ي فارسي (Farsi)  استفاده مي شود. در اين گفتار كوتاه، مي خواهم توضيح دهم كه چرا چنين جايگزيني صورت مي گيرد، چه كساني آن را انجام مي دهند، و سرانجام اين كه زيان هاي اين جايگزيني كدام است. پيش از اين ديگران در اين باره نكاتي را مطرح كرده اند و بحث هاي بسياري هم انجام گرفته است اما به نظر مي رسد كه مساله هنوز حل نگرديده و هر روز هم جدي تر مي شود.

سده ها است كه در غرب از واژه ي پرژن (Persian) استفاده مي كنند كه اصل آن به واژه هاي "پارس" و "پارسي" بر مي گردد. هنگامي كه هزار سال پيش از ميلاد مسيح قوم هاي آريايي به سرزمين پرسيس مهاجرت كردند پارس و زبان آنها نيز پارسي شناخته شد. اين زبان از آن هنگام تا كنون دچار دگرگوني هاي بسياري در دوره هاي گوناگون شده است كه نتيجه ي آن پديداري پارسي كهن (كه تا سه سده پيش از ميلاد زنده بوده)، پارسي ميانه يا پهلوي (كه تا سده ي نهم پس از ميلاد رايج بوده) و پارسي نو كه پس از تسلط عرب ها "فارسي"  ناميده شد، چرا كه در زبان حاكمان جديد صداي "پ" وجود نداشت. اگر اين صدا وجود داشت و يا اگر ايرانيان پشتكار بيش تري در نگهداري نام واقعي آن مي كردند، با توجه به تشابه آن با نام آن در زبان هاي غربي كار امروز ما به يقين ساده تر مي بود.  ولي ايرانيان از شكل عربي اين واژه كه همان "فارسي" است براي ناميدن زبان خود استفاده كردند. اما در غرب از همان دوران يونان و رم باستان اين زبان پرژن (Persian) - يا با تلفظي شبيه به آن بسته به نوع زبان اروپايي- خوانده شد. فارسي در دوران امپراتوري اسلامي همچنان اهميت خود را حفظ كرد و در كنار عربي به يك زبان جهاني به ويژه در فلات ايران، در آسياي ميانه، و تا همين سده هاي اخير به عنوان يك زبان رسمي در هند تبديل گرديد. در اين دوران حجم بزرگي از آثار تاريخي، شعري، ادبي، اجتماعي و علمي به فارسي نوشته شد. امروزه نيز فارسي همچنان نه تنها زبان رسمي ايران، بلكه يكي از زبان هاي رسمي افغانستان و جمهوري تاجيكستان و هنوز هم زبان مردم بسياري در ساير نقاط آسياي ميانه است.
اما سخن اصلي ما بر سر نام اين زبان در زبان انگليسي است نه تاريخچه ي آن. مساله اين است كه چرا ناگهان در امريكا و نيز در بسياري از كشورهاي اروپايي به جاي نام انگليسي (Persian) يا فرانسوي (Persane) يا آلماني Persisch)) آن، واژه ي "فارسي" (Farsi)  كه در واقع نام بومي زبان ما در ايران يا كشورهاي فارسي زبان است، به كار برده مي شود و چه كساني به اين كار دامن مي زنند ؟ و اشكال آن چيست؟
براي كساني كه به روزنانه ها، كتاب ها، و نشريات انگليسي يا اروپايي در دوره هاي پيش از دهه ي هشتاد ميلادي (و چاپ خارج از ايران) دسترسي دارند و يا براي كساني كه آن سال ها را به ياد مي آورند، روشن است كه اين زبان در آن روزگار در انگليسي به طور عمده پرژن (Persian) خوانده مي شد و نه فارسي ((Farsi  ولي  پس از انقلاب ۵٧ بود كه به گونه اي گسترده و ناگهاني از اين زبان در انگليسي و ساير زبان هاي اروپايي به عنوان فارسي (Farsi) نام برده شد. پيش از آن به ندرت و در موارد خاصي اين واژه به چشم مي خورد و قطعن مردم عادي غرب (به جز عده اي جهانگرد يا فرستاده هاي سياسي و آن هم به دليل بي اطلاعي دوستان بومي اشان) از آن آگاه نبودند. در آن زمان واژه ي فارسي (Farsi)  تنها به معناي نام محلي زبان ما در زبان هاي غربي وجود داشت. انقلاب ايران در بسياري زمينه ها به ويژه در رابطه با چه گونگي توليد فرهنگ و گسترش آن، توليد ايدئولوژي و ارتقاء آن، توليد هنر و تبليغ آن، و نيز در زمينه ي چه گونگي عرضه داشت، هويت ايراني رابه طور بنيادي در جامعه دگرگون كرد. در سطح عمومي، ديگر اين گونه توليدات در انحصار يك گروه برگزيده ي اجتماعي نبود، بلكه بسياري از مردم عادي نيز فرصت يافتند به اين گونه فعاليت ها بپردازند. از جمله مثال هاي موفقيت آميز آن شركت انبوه بي شماري از زنان ايراني در فعاليت هاي ادبي، سينمايي و نقاشي است. هم زمان، انقلاب موجب تبعيد، كوچ اجباري، يا كوچ آزادانه بسياري از ايرانيان با زمينه هاي اقتصادي و فرهنگي گوناگون به غرب شد. همه ي اين دگرگوني ها به نوعي در بازعرضه داشت هويت ايراني كه پيش از اين بيش تر در رابطه با ايران تاريخي بود تاثير گذاشت. از نتايج اين دگرگوني ها يكي هم رواج واژه فارسي (Farsi) به عنوان نمام اين زبان در خارج از كشور بود. نخست بايد ديد كه كساني كه (با انگيزه و دلايل گوناگون) به رايج كردن اين واژه در زبان هاي خارجي كمك كردند كه بودند و از كدام خواستگاه دست به اين كار زدند.
نخستين گروه، مديران كشوري پس از انقلاب بودند كه در اخبار انگليسي و ديگر زبان هاي خارجي، در نشريات انگليسي، در بروشورهاي جهان گردي، و در اعلاميه هاي انقلابي به زبان هاي خارجي و در هر كجا كه لازم بود از واژه فارسي (Farsi) استفاده كردند. اين البته به اين معنا نيست كه در رژيم پيشين هيچ كس هيچ گاه از نام بومي اين زبان در زبان هاي خارجي استفاده نمي كرد. بودند شماري كه اين كار را مي كردند. ولي با انقلاب بهمن و سپس با رويداد گروگان گيري، ايران نا گهان در مركز توجه قرار گرفت. اكنون ديگر همه به اين توجه داشتند كه مسئولان انقلاب ايران چه مي گفتند. اينان گاه از سر بي توجهي از واژه ي فارسي (Farsi) در ارتباطات خود استفاده مي كردند و گاه نيز انگيزه هاي ايدئولوژيك آنان را به اين كار وا مي داشت. البته برخي از مخالفان فرهنگ غربي مي دانستند كه زبان ما براي مثال در انگليسي پرژن (Persian) خوانده مي شد و نيز مي دانستند كه عرب ها آن را الفارسي مي خوانند و نيز تا حدي به رابطه ي واژه پرژن (Persian) با تاريخ ايران باستان آگاهي داشتند بنابراين نمي توان گفت كه تمام حركات آنان نا آگاهانه بوده است. رواج واژه ي فارسي (Farsi) براي اين گروه نه تنها عملي در مخالفت با غرب بود، بلكه از نظر ايدئولوژي نيز باعث ايجاد فاصله هر چه بيش تر با فرهنگ ايران باستان مي گرديد، درست بر خلاف كاري كه برخي از مسئولين رژيم پيشين در صدد آن بودند، يعني گزافه گويي پيرامون ايران باستان و اهميت آن در زندگي روزمره مردم دوران ما. شايد هم اينان صادقانه باور داشتند كه بايد اين نام را تغيير داد كه در اين صورت درست اين بود كه دلايل اين باور خود رابه بحث عمومي قرار مي گذاشتند. براي مثال حتا امروز نيز دريك تارنماي رسمي كشور بخشي وجود دارد به نام "فارسي سرويسس" (Farsi Services). هنگامي كه نهادي رسمي زبان خود را در انگليسي فارسي بخواند، طبعن بسياري از وابسته هاي سياسي كشور هاي ديگر كه در ايران اقامت دارند نيز آن را به همان نام مي خوانند. به ويژه اگر آنان از كشورهايي باشند كه در آن جا نيز به زبان ما فارسي مي گويند (براي مثال كشورهاي عربي، پاكستان، تركيه و غيره). اين افراد نيز به پيروي از مقامات رسمي ما هنگام سخن گفتن به زبان انگليسي زبان ما راFarsi  مي نامند.
گروه ديگري كه به رواج استفاده از واژه فارسي (Farsi) در زبان انگليسي كمك كردند، برخي از خبرنگاران خارجي بودند كه براي تهيه ي گزارش به ايران سفر مي كردند. با توجه به زمان محدودي كه ايشان در آن جا مي گذراندند، شگفت آور نبود كه تنها كلمه اي را كه حتمن ياد مي گرفتند همين واژه ي "فارسي" بود به ويژه كه از مسئولان هم هنگام انگليسي صحبت كردنشان به انگليسي، كلمه ي پرژن را نمي شنيدند. اين خبرنگاران پس از بازگشت، از همه معلومات تازه خود را، از جمله نام زبان كشور ايران، در نوشته هايشان استفاده مي كردند تا خوانندگان خود را به تر تحت تاثير قرار دهند. هنوز هم برخي از آنان به اين كار ادامه مي دهند و از به كار بردن نام درست اين زبان در زبان خود خودداري مي كنند. روشن است كه رفتار مقامات ايراني با نام بين المللي زبان خود نيز در مورد رفتار خبرنگارا بي تاثير نبوده است. آنان گزارشگرند و هر چه را بشنوند تكرار مي كنند.
گروه بعدي كه از واژه ي فارسي (Farsi) براي ناميدن اين زبان در انگليسي استفاده مي كنند برخي از زبان شناسان هستند. اين ها معتقدند كه براي تشخيص زبان هايي كه در ايران، افغانستان، و تاجيكستان رايج است به تراست كه زبان ايران را فارسي  (Farsi)، زبان افعانستان را دري  (Dari) و زبان تاجيكستان را تاجيك (Tajik) بنامند و اطلاق واژه پرژن (Persian) به همه ي آن ها درست نيست. و اين اعتقاد بر اين پايه استوار است كه اين ها سه زبان مختلف، يا بر طبق نظرات برخي ديگر از آنان، دست كم سه گويش گوناگون هستند. در اين كه اين ها سه زبان مختلف هستند جاي بحث فراوان وجود دارد و ممكن است كسي بگويد كه اين گونه نام گذاري كار اين گروه از پژوهشگران را كمي آسان مي كند، ولي اين كار باعث ايجاد سردرگمي در ميان غير متخصصان مي گردد. از آن گذشته دلايل بسياري نيز براي رد اين نظريه ي زبان شناسانه وجود دارد. براي مثال زبان انگليسي در انگلستان و انگليسي در آمريكا با يكديگر تفاوت هايي دارند (اگر چه به نسبت بسيار كمتري) اما اين دو گونه را دو زبان مختلف به نام هاي انگليسي و امريكايي نمي خوانند بلكه در صورت لزوم به آن ها انگليسي (English) و انگليسي امريكايي (American English) اطلاق مي كنند. به همين روال فرانسوي فرانسه و فرانسوي كبك (در كانادا) با يكديگر تفاوت هاي فاحشي دارند، اما هر دو فرانسوي هستند:   French  و Canadian French. . از اين ها گذشته اگر قرار باشد اين منطق زبان شناسانه را به مقوله ي نام گذاري تعميم دهيم، بايد براي تمام لهجه هاي فارسي در ايران و افغانستان و تاجيكستان يك نام ويژه پيدا كنيم كه در اين صورت ما صاحب "زبان هايي" خواهيم شد از قبيل اصفهاني و شيرازي كه براي فارسي زبانان بسيار آسانند و به فارسي تهراني نزديك و "زبان هايي" همچون سياه كوهي و اردكاني كه فهم آنها براي تهراني ها كمي مشكل تر است. بنابراين چرا براي مثال از اين نام گذاري استفاده نمي كنند: Persian و Dari Persian و Tajik Persian . اين گونه نام گذاري به خوبي اين سه گونه ي  مختلف زبان فارسي از هم جدا مي كنند. براي اطمينان خاطر اين را هم اضافه كنم كه حتا در خود زبان فارسي و در تاجكيستان، اديباني مانند محمد جان شكوري از عبارت "فارسي تاجيكي" براي ناميدن اين زبان استفاده مي كنند.
واقعيت ديگر هم اين است كه در سطح ادبي نيز اين سه كشور داراي ميراث ادبي مشتركي هستند (Persian literature)   كه به ما اجازه ي نام گذاري هاي دلبخواهي زبان ها را نمي دهد. چنان چه همه ي ايرانيان و ايران شناسان سه واژه ي Persian و Dari Persian و Tajik Persian را به رسميت بشناسند، ادارات دولتي و به ويژه ادارات مهاجرت نيز به تدريج آن را پذيرفته و در اسناد خود آن را بازتاب خواهند داد و بدين ترتيب يك امر فرهنگي دراز مدت فداي منافع كوتاه مدت چندين مترجمي كه براي اين ادارات كار مي كنند نخواهد شد. جالب است كه يك نويسنده ي افغاني در كتاب تازه ي خود مي گويد داشتن دو نام براي يك زبان در دو كشور ايران و افغانستان براي فرهنگ و ادبيات مشترك دو كشور مضر بوده است. وي در پژوهش خود نشان مي دهد كه هيچ گاه ضرورت تاريخي براي كاربرد واژه هاي "دري" و "فارسي" وجود نداشته است و از اين راه اين باور را كه زبان مردم افغانستان دري و زبان مردم ايران فارسي است، مورد ترديد قرار مي دهد.
كسان ديگري كه از اين و اژه  براي ناميدن اين زبان در زبان هاي ديگر تا حدي به طور طبيعي استفاده مي كنند،عبارتند از آنان كه نام اين زبان در زبان مادري اشان نيز فارسي است. اين ها شامل هندي ها، پاكستاني ها، عرب ها، ترك ها، پنجابي ها، و غيره هستند كه در هنگام مكالمه به انگليسي تمايل دارند كه از همان واژه آشناتر در زبان خود استفاده كنند. اين عمل نشانه بي احترامي آنان نسبت به اين زبان نيست. بلكه در مواردي با اين كار انگار كه مي خواهند احساس نزديكي خود را به فرهنگ ايراني نشان دهند. كساني كه در دانشگاه ها به آموزش فارسي مشغولند حتمن به اين گونه دانش جويان برخورد كرده اند. اما جالب اين است كه با يك بار ياد آوري، اين دانش جويان از واژه پرژن  (Persian)  استفاده مي كنند.
گاه سازمان هاي دولتي و ارتشي در كشورهاي غربي و به ويژه در آمريكا نيز براي مشخص كردن نواحي مورد نظرشان از واژه ي فارسي (Farsi) در متن انگليسي استفاده مي كنند. اين كاربرد به ويژه پس از رويداد ۱۱ سپتامبر افزايش يافته است. ولي اثر فرهنگي آن هنوز بسيار ناشناخته مانده است. احتمالن با آرام شدن اوضاع سياسي در خاورميانه، ديگر نيازي به اين گونه فعاليت هاي امنيتي دست كم در مورد ايران وجود نداشته باشد. اما جالب است بدانيم كه در آگهي هاي استخدام اين سازمان ها، براي گزينش متخصصان مورد نظر خود در افغانستان، كماكان از واژه ي فارسي (Farsi)  استفاده مي كنند. به گفته ي ديگر، استفاده نكردن از واژه ي پرژن (Persian) لزومن به تفكيك ميان فارسي ايران و فارسي افغانستان نمي انجامد.
گروه بعدي و عامل عمده ي رواج واژه ي "فارسي" در زبان انگليسي، مهاجران و پناهندگان سياسي / اقتصادي پس از انقلاب هستند. اين گروه از همه بزرگ تر بوده و دسترسي به آنان براي گفت و گو پيرامون نام زبان فارسي در زبان هاي خارجي نيز از همه دشوارتر است. بيش تر اين افراد به هنگام ورود به غرب به هيچ زباني به جز فارسي  آشنايي نداشته اند و برخي از آنان هنوز هم زبان كشور ميزبان را به خوبي فرا نگرفته اند. آنان هنگام پر كردن درخواست نامه هاي اداره هاي مهاجرت در امريكا و كانادا و كشورهاي اروپايي و در برابر پرسش "زبان مادري شما چيست؟" مي نوشتند فارسي (Farsi) و نمي دانستند يا هنوز هم نمي دانند كه نام زبان آنان در انگليسي يا ديگر زبان هاي اروپايي فارسي (Farsi) نيست. نتيجه اين كه كه در سال هاي اخير ما شاهد ظهور اين واژه در اسناد و ادبيات اداره هاي مهاجرت كشورهاي غربي بوده ايم. اين هم ميهنان حتا اگر بر حسب اتفاق با نام زبان خود در انگليسي آشنا باشند، آن را ممكن است به اشتباه پرشيين يا پرشيان تلفظ كنند و هنگامي كه مخاطب آنان از وجود چنين زباني به دليل تلفظ نا جور آن اظهار بي اطلاعي مي كند،  ترجيح مي دهند به كاربرد همان واژه فارسي بسنده كنند حتا اگر مخاطب آنان از وجود چنين زباني هم بي اطلاع باشد.

اگر چه ممكن است بيش تر كساني كه واژه ي فارسي (Farsi) در زبان هاي اروپايي به كار مي برند، با توضيح كوتاهي به كنه مطلب پي ببرند، ولي برخي از افراد اين گروه نسبتن تازه وارد به جهان غرب، در مورد كاربرد واژه ي فارسي متعصب باقي مي مانند. آنان بر اين باورند كه با به كار بردن واژه فارسي (Farsi) هنگام حرف زدن به زبان انگليسي، كاري ميهن پرستانه مي كنند. بنابر اين انتظار دارند كه غربي ها با به كار بردن كلمه ي "فارسي" سعي كنند به تر فرهنگ ايراني را به رسميت بشناسند. آنان گاه به تئوري توطئه نيز متوسل مي گردند و مي گويند كه خارجي ها ما را ناگزير كرده اند كه نام زبان خود را عوض كنيم. آنان غافل از اين هستند كه با اين كار خود، مانع بزرگي در راه ارتقاء فرهنگ خود ايجاد مي كنند كه بدان خواهيم پرداخت. در اين جا تنها اين را ني افزايم كه همان گونه كه اشاره شد، خود واژه ي فارسي (Farsi) عربي شده ي واژه پارسي (Parsi) است كه اين دومي در حقيقت به (Persian) از نظر آوا و شكل به همان اندازه نزديك است كه كلمه اولي. بنابراين اين ادعاي ناسيوناليستي هم كه ما بايد نام بومي زبان خود را كه همانا فارسي است به اين خارجي ها و به جامعه ي بين المللي تحميل كنيم نيز بر ناآگاهي استوار است. جالب است كه اين دسته از افراد آگاهي بسيار نا چيزي از فرهنگ ايران، به ويژه فرهنگ باستاني ايران، نكات ضعف آن، و ساير مشكلات سنتي رايج در جامعه دارند و در اين رابطه هم فكر مي كنند تمامي عقب ماندگي ايران ناشي از تباني هاي غربي هاست.
گروه بعد و در ادامه گروه قبلي، ايرانيان نسل دوم هستند. اينان از پدر و مادر خود شنيده اند كه نام زبان مادري اشان فارسي (Farsi) است و اين احتمالن همان چيزي است كه در مدارس آخر هفته كه برخي از آنان براي فراگيري زبان فارسي در آن شركت مي كنند نيز بدان ها آموزش داده شده است كه همه ي اين ها البته طبيعي است، چون اين روند فراگيري نام زبان تمامن به زبان فارسي صورت گرفته است.ا ولي از آن جايي كه بسياري از جوانان نسل دومي مطالعه ي چنداني در باره ي زبان و فرهنگ خود به زبان انگليسي ندارند، هيچ گاه اين فرصت را نيافته اند كه نام زبان خود را در كشور دومشان كشف كنند. اينان هنگامي كه وارد دانشگاه مي شوند و از روي علاقه، نياز، يا كنج كاوي به دنبال درس هاي زبان يا ادبيات فارسي مي گردند و آن ها را نمي يابند بسيار نا اميد مي شوند. غافل از اين كه اين درس ها در دانشگاه هاي عمده ي امريكا و اروپا به طور مرتب تحت عنوان Persian Language ويا Persian Literature در همه سطح هاي ابتدايي، متوسط، و پيشرفته ارايه مي شود. از اين ها گذشته، برخي از نسل دومي ها بنا به عادت، هنگامي كه به زبان ديگري سخن مي گويند، از واژه هاي زبان ديگر استفاده مي كنند و واژه هاي فارسي هم از اين عادت مصون نيست و رفت و برگشت بر سر آن از يك زبان به زبان ديگر به آساني صورت مي گيرد.
مجامع علمي، فرهنگي، هنري و دانشگاهي از همان واژه ي پرژن (Persian) در زبان انگليسي و ساير زبان هاي اروپايي استفاده مي كنند. براي مثال، شما مي توانيد در دانشگاه ها درس " Persian 101" را بگيريد اما از Farsi 101 خبري نيست. در اين ميان ايران شناسان غربي كه از زمره ي نخستين كساني هستند كه به مطالعه ي علمي و نظام مند فرهنگ ايران باستان و ادبيات فارسي كلاسيك پرداختند، در استفاده از نام درست زبان فارسي در زبان هاي خارجي نهايت دقت را به خرج داده و به ندرت كسي را مي توان يافت كه از اين قاعده خطور كرده باشد.
اما اكنون بپردازيم به اين كه چه اشكالي دارد كه ما مثلن در انگليسي به جاي پرژن (Persian) بگوييم يا بنويسيم فارسي (Farsi) . مگر نه اين كه در ايران و برخي ديگر كشورها اين زبان را فارسي مي نامند؟ آيا دانشگاهيان و پژوهشگراني كه به لزوم كاربرد پرژن (Persian) پافشاري مي كنند و همه ي آنان هم لزومن ايراني نيستند، در روياي بازگشت به دوران ايران باستان بسر مي برند؟ آيا آنان در برابر موج عظيم توده هاي خارج از كشور كه ترجيح مي دهند در هنگام انگليسي حرف زدن از كلمه ي فارسي (Farsi) استفاده كنند بي هوده دست و پا مي زنند؟

پاسخ به اين پرسش ها منفي است. آنان نه ناسيونالسيت هستند، نه مبلغ يك جهان بيني خاص، و نه در روياي بازگشت كورش كبير. مساله ي بنيادي اين است كه بنا به دلايل زير در زبان انگليسي كاربرد پرژن (Persian) از كاربرد فارسي (Farsi) به تر است و منجر به منسوخ شدن كاربرد پرژن (Persian) نخواهد شد، و اين استدلال در مورد استفاده از نام درست اين زبان در ساير زبان هاي اروپايي نيز صدق مي كند.
يكم: از نظر تاريخي كار برد واژه ي فارسي (Farsi) در زبان انگليسي اشتباه است. اشتباه است چون هيچ گاه غربي ها اين واژه را به طور روزمره در امور فرهنگي و علمي به كار نبرده اند. تا پيش از انقلاب بهمن، اين واژه بيش تر متعلق به دانش نامه ها و فرهنگ واژه ها بود، آن هم براي اين كه توضيح دهند كه نام بومي و محلي اين زبان چيست. ولي در سال هاي اخير اين واژه به آن ها تحميل شده است و اين تحميل در بازشكل گيري هويت ايرانيان تاثير خواهد گذاشت. و اين هويت يك پديده ي ايستا نيست، بلكه دايم در حال باز نويسي خودش است. هويت هم زمان با دگرگوني هاي اجتماعي و به دنبال تاثير پذيري از ساير فرهنگ ها تكامل مي يابد. در اين روند و در اين بازنويسي مي توان نقش داشت و حفظ ميراث گذشته و نمادهايي كه ميراث گذشته را ارتقا مي دهند از جمله تدابيري هستند كه در اين روند تاثير مثبت مي گذارند.
دوم: كاربرد واژه فارسي هنگام سخن گفتن به زبان انگليسي نقص هماهنگي با آن زبان و نيز تجاوزي است به صرف و نحو آن زبان. براي يك لحظه تصور كنيد كه كسي به فارسي به شما بگويد:«من انگليش، فرنچ و پُوليش حرف مي زنم»  اين جمله هماهنگي نحوي زبان فارسي را به هم مي زند چرا كه ما خود براي اين زبان ها در زبان فارسي نام هاي ديگري داريم. درست اين جمله اين است: "من انگليسي، فرانسوي و لهستاني حرف مي زنم." يا اين كه يك انگليسي زبان به انگليسي به شما بگويد: «I went to Paris last year and there I learned Francais  ». (سال گذشته به پاريس رفتم و در آن جا فرانسوي ياد گرفتم)
درست اين است كه اين شخص بگويد French چرا كه استفاده از جمله بالا به غير از اشتباه زباني آن كمي خود نمايي نيز القا مي كند. همه اين ها در گوش شنونده ناخوش آيند هستند. به همين ترتيب نام زبان آلمان در خود اين زبان دويچ (Deutsch)  است ولي در انگليسي بدان جرمن  (German)مي گويند. و يا ما در فارسي به زبان يوناني ها "يوناني" مي گوييم، در حالي كه در خود يونان آن را الينيكا (Elinika) و در انگليسي گريگ (Greek) مي نامند.
سوم: خود واژه ي Farsi در زبان انگليسي يك واژه خوش صدا نيست. شنونده را به ياد واژه هايي از قبيل Farce و Farcical  به معناي لودگي، نمايش مسخره، و كارهاي مضحك مي اندازد. در فرانسه كار برد واژه ي Farsi به جاي Persan  حتا بد آواتر است و شنونده ي فرانسوي را به ياد Farci (stuffed) و Farce (joke) مي اندازد.
چهارم و از همه مهم تر اين كه در ضمير آگاه يا نا خود آگاه يك انگليسي زبان و يا يك غربي به طور كلي، واژه ي پرژن (Persian)  مرتبط با و ياد آورنده ي بسياري از جنبه هاي مثبت فرهنگي ماست . براي مثال هنگامي كه آنان اين واژه را مي شنوند حتا اگر فورن بدان فكر نكنند جايي در ته ذهنشان ته نشين هايي و جود دارد از قبيل:
Persian Empire, Persian Mosques, Persian poetry, Persian mysticism, Persian miniature, Persian carpets, Persian cats, Persian pistachio, Persian caviar, Persian food, and Persian Gulf
شعر، ادبيات، مسجد، غذا، خاويار، گربه، مينياتور، قالي، پسته و خليج فارس مفاهيمي هستند كه در اين كشورها با نام زبان ما به عنوان يك صفت عجين گرديده اند. در ذهن مردم غرب، Persia and Persian  به هم نزديك بوه،  يكي نام كشور و مليت و ديگري نام زبان ماست. از همين روي است كه بسياري بر اين باورند كه تغيير نام بين المللي كشورمان از Persia به ايران نيز زيان آور بوده است چرا كه نام جديد تاريخ كهن سال كشور را تداعي نمي كند. در واقع، خود رضا شاه كه اين كار را كرده بود، بنا به اسناد تاريخي بعد ها از كار خودش پشيمان گرديد اما ديگر جامعه بين المللي به نام جديد (كه البته در خود ايران جديد نبود چون كشور هميشه به همين نام خوانده مي شد) عادت كرده بود. بنابراين پرژن (Persian)  ضمن اين كه نام زبان ماست، به عنوان صفت،  هنوز مليت ما را نيز در زبان هاي اروپايي توصيف مي كند (مانند واژه ي روسي كه نام زبان مردم روسيه است و هم توصيف كننده مليت آنان). اين يك نكته مثبت است كه بايد آن را غنيمت شمرد، به ويژه آن كه همه ي نمونه هاي بالا همگي خوبند. اين تصور وجود دارد كه امپراتوري ايران باستان به فرهنگ بشريت كمك كرده و حتا از طريق دين هاي زردشت و ماني تاثيراتي بر مسحيت نيز بر جاي گذاشته است. شعر كلاسيك فارسي را همه دوست دارند. امريكايي هاي قديمي تر هنوز هم رباعيات خيام را كه توسط فيتز جرالد به انگليسي ترجمه شد، از حفظ دارند و در سال هاي اخير با كمك كلمن بارك، شعرهاي مولوي بسيار رايج شده است. نمي گويم كه ما بايد در گذشته زنداني باشيم و عمر خود را با پز دادن در باره ي اندك ميراثي كه از گذشته برايمان باقي مانده هدر دهيم. بايد بيش تر به آينده نگريست. اما در عين حال هويت ما را همين اندكي كه داريم تعيين مي كند و ما نبايد به از طريق نام گذاري هاي اشتباه به فراموش شدن آن كمك كنيم، چرا كه تمدن بشري مجموعه اي است از تمامي دست آوردهاي فرهنگي و تاريخي تمامي قوم هاي جهان و در اين رهگذر، چه بخواهند چه نخواهند، ايران باستان نيز سهمي داشته است.
اين نكته را هم فراموش نكنيم كه نمي شود جلو تغييرات زباني را گرفت. گاهي واژه هايي در يك زبان از ميان مي رود، واژه هايي ديگر زاده مي شود، و گاه نيز واژه هايي نو جايگزين واژه ها كهن مي گردد. اين روند اغلب مستقل از اراده ي افراد صورت مي گيرد. ولي در گفتار ما موضوع بر سر تغيير در خود زبان ما نيست، بلكه از زبان انگليسي سخن مي گوييم كه هيچ گونه كنترلي بر آن نداريم. درست است كه ما در تحليل نهايي نمي توانيم تعيين كننده ي سرنوشت نام زبان فارسي در انگليسي باشيم، اما دست كم مي توانيم در دامن زدن به فراموشي واژه ي تاريخي و پر معناي پرژن(Persian)  شركت نداشته باشيم.
من هيچ گونه توهمي در باره عظمت، شكوه، و بزرگي فرهنگ ايران باستان ندارم و به نظرم در اين باره اغراق گويي بسيار شده و مي شود. قضيه نام زبان ما در زبان انگليسي مقوله اي است كه بنا به دلايل بالا به زندگي امروز ما ربط دارد. و اين را مي افزايم كه اين تنها يكي از مشكلات مربوط به عرضه داشت يا ارايه ي فرهنگي هويت ايراني در برابر جهانيان است (براي كساني كه در غرب زندگي مي كنند مقوله "ارايه" بسيار مهم است). هنوز هم قضيه ي تغيير نام كشور در مجامع جهاني براي برخي هضم نگرديده و هر از چند گاهي توسط افرادي مطرح مي گردد. هنوز هم ابتدايي ترين دشواري هاي مربوط به حروف الفباي فارسي مورد بررسي كامل قرار نگرفته است. در اين باره نيز هر چند سالي عده اي دلسوزي مي كنند و سپس قضيه به دست فراموشي سپرده مي شود. دشواري ها، پيچيدگي ها، و نارسايي هاي الفباي فارسي هنوز نياز به بررسي دارد و بايد در مورد آن نيز از راه پژوهش هاي بنيادي و در يك روند دمكراتيك تصميماتي تاريخي گرفته شود. قضيه الفبا ، تنها يك مساله ي تكنيكي نيست، بلكه آن هم مربوط است به فرهنگ، هويت، آموزش و پرورش، پيشرفت و هماهنگي با پيشرفت هاي فن آوري مدرن. به ويژه در حوزه ي اطلاع رساني، و سرانجام به روان شناسي اجتماعي. به عبارت ديگر، به اين گونه مسايل بايد با رويكردهاي چند رشته اي برخورد كرد.
در رابطه با اين گفتار بايد البته مساله ي زيبايي شناسي و شفافيت زبان را نيز در نظر داشت. همان گونه كه گفته شد، كاربرد واژه ي فارسي در زبان انگليسي هرگز به زيبايي و فصاحت در زبان انگليسي كمك نمي كند. بلكه موجب ايجاد واژه هاي غريبي مي گردد از قبيل Farsi Night ، Farsi Food ، Farsi Easts، Farsi Services ، Farsi Conference، Farsi Library، Farsi Club، Farsi Mother Land، Farsi Cinema  و ده ها مثال ديگر كه اين روزها بر روي صفحات شبكه هاي جهاني ايرانيان و تارنماهاي گوناگون ظاهر مي گردند.

منبع : وبلاگ زبان و ادبيات فارسي http://aryaadib.blogfa.com/cat-4.aspx

bidin - ايران - اروميه
بسيار به جا و مفيد بود.
جمعه 11 تير 1389

ariobarzan - انگلستان - اکسفورد
اه حوصلم سر رفت. بالاخره كدومش درسته؟؟؟
جمعه 11 تير 1389

LiliRose - کانادا - تورنتو
حالا زبانمون یک طرف ملیت رو بگو. مردم اینجا بالاخره نفهمیدند ما ایرینین هستیم یا پرشن. ولی من ترجیح می دم از واژه پرشن استفاده کنم. راستی آذری ها یا کرد های ایران چه طور خودشون رو معرفی می کنند؟
جمعه 11 تير 1389

robinhoodd - استرا ليا - ملبورن
تف به هرچي عربه كه با شمشير دينشونو اوردند به اين خاك پاك كه الان نا پاكان بر اون سلطه دارن...
جمعه 11 تير 1389

baroone_baharyy - ایران - توس
آقا اینقدر مطالب طولانی ننویسین ملت حوصله ندارن
جمعه 11 تير 1389

bastam.persian - اتریش - وین
ما که هیچی‌ برامون نمونده جز یه فرهنگ غنی و چند هزار ساله،پس بیایید با پاسداشت و ترویج این فرهنگ همه با هم کوشا و سهیم باشیم.زنده بد ناسیونالیسم.(از مدیریت سایت هم به خاطره این مطالب پر ارزش و مفید سپاسگزارم)پاینده باشین..
جمعه 11 تير 1389

huria - دانمارك - كپنهاگ
robinhoodd - استرا ليا - ملبورن *احترام خودتو نگهدار. هر چند با توهين مخالفم ولي اگه نياز به توهين دادن داري حداقل به مسببين مشكلت توهين كن نه تمام مليتشون. واقعا بعضي از كاربران فرهنگ عجيبي دارند!
جمعه 11 تير 1389

huria - دانمارك - كپنهاگ
بنده قبلا هم عرض كردم. به نظر من پاسداري از خود زبان پارسي, مهمتر از نام اون هست. وقتي جنابان توهين نويس, از هر سه پست, دو پست پر از غلط املايي نگارشي دارند, انديشه ي تغيير نام, در اولويت قرار نخواهد گرفت. در هر صورت اين مساله براي خود من هم پيش امده كه مثلا براي به امانت گرفتن اثري پارسي, فرد مورد سوال, از من فرق بين پرشن وفارسي رو مي پرسه! اميدوارم دوستان ايراني به تمامي خواسته هاي منطقيشون دست پيدا كنند.
جمعه 11 تير 1389

huria - دانمارك - كپنهاگ
بنده قبلا هم عرض كردم. به نظر من پاسداري از خود زبان پارسي, مهمتر از نام اون هست. وقتي جنابان توهين نويس, از هر سه پست, دو پست پر از غلط املايي نگارشي دارند, انديشه ي تغيير نام, در اولويت قرار نخواهد گرفت. در هر صورت اين مساله براي خود من هم پيش امده كه مثلا براي به امانت گرفتن اثري پارسي, فرد مورد سوال, از من فرق بين پرشن وفارسي رو مي پرسه! اميدوارم دوستان ايراني به تمامي خواسته هاي منطقيشون دست پيدا كنند.
جمعه 11 تير 1389

banaphsh - استرالیا - ملبورن
این که خیلی سادس اقا . فارسی زبانه - پرشین نام کشور 2500 ساله س ( به انگلیسی )
جمعه 11 تير 1389

اینترنت ندیده - ایران - کرمان
با تشکر از مدیران سایت مقاله اینقد طولانی بود که واموندم . زنده باد پرشیا
جمعه 11 تير 1389

raha1984 - المان - هامبورگ
فارسي بوده چون در زبان يوناني كسي رو زبان ديگري رو خيلي خوب بداند و صحبت كند ميگويند انگليسي فارسي يا الماني فارسي  يا هر زبان ديگه فارسي رو مگويند چون زبان فارسي رو خيلي زيبا و كمال و تمام ميدونستند !!!!
جمعه 11 تير 1389

ukguy4u - بریتانیا - لندن
اتفاقا استاد کالج ما میگه فارسی مدرن شده پرشین هست یعنی فارسی ترکیب عربی و پرشین هست .
جمعه 11 تير 1389

oneiran - سوئد - استكهلم
اين خيلي بهتر نوشته و كاملا مشخص. http://www.persiandirect.comا.
شنبه 12 تير 1389

robinhoodd - استرا ليا - ملبورن
huria - دانمارك - كپنهاگ ...معذرت ميخام حق با شماس عزيز
شنبه 12 تير 1389

huria - دانمارك - كپنهاگ
robinhoodd - استرا ليا - ملبورن*خواهش مي كنم. بزرگواري فرموديد.
شنبه 12 تير 1389

iran love - ايران - تهران
چه جالب:اينجا نوشته شده پرژن بازم بعضي مي نويسن پرشين.درستش پرژن هست. پرژن پرژن پرژن پرژن پرژن .
يكشنبه 13 تير 1389

hibye - ايران - تهران
iran love - ايران - تهران. هر دوش درسته عزيز. امريكن ميگن پرژن، بريتيش ميگن پرشن. اينقدم خودتو اذيت نكن:-)
يكشنبه 13 تير 1389




تحصیل در انگلستان
پذیرش از کالج و دانشگاه های انگلستان
www.UkStudyToday.com
دوره های آیلتس و تافل در انگلستان
دوره های فشرده و طولانی مدت
www.UkStudyToday.com
مشاوره تخصصی تحصیل در انگلستان
تلفن تهران : 88 900 220 داخلی 760
www.UkStudyToday.com
طراحی حرفه ای وب سایت
وب سایتهای تجاری,خبری,شخصی
www.RoyalWebDesigners.com
محل نمایش آگهی شما
20 میلیون بار نمایش ماهیانه
www.IranianUK.com/feedback.php
تبلیغ رایگان کسب وکار خود؟
آگهی رایگان
www.Iranian118.com

 












ديگر مطالب اين بخش
  n  گوينده كهنه كار خبر سيما خداحافظي كرد
  n  ايران، سرزميني با فرهنگ كهن
  n  تمدن باستاني جيرفت؛ قرباني قاچاقچيان و ناكارآمدي مديران
  n  يادگيري خواندن زبان عربي براي مغز مشكل است
  n  دانش آموزان ايراني ديگر انشا نمي نويسند
  n  وزير علوم: دانشگاه مخالف فرهنگ بسيجي با خاك يكسان مي‌شود
  n  ايران بورس اشياي عتيقه راه اندازي مي‌كند
  n  راز شگفت‌انگيز لبخند موناليزا فاش شد
  n  بازداشت حسن اسدي و علي جمالي، دو فعال دانشجويي
  n  تابلوي وان‌گوگ براي چند ساعت در مصر دزديده شد
  n  موزه ملي ايران نمونه‌اي از مديريت جهاني احمدي‌نژاد و مشايي
  n  هند قصد پس‌گرفتن كوه نور و تخت طاوس را از بريتانيا و ايران ندارد
  n  حميد آرش آزاد شاعر و طنزپرداز برجسته درگذشت
  n  رقابت بزرگ در بازار جهاني آموزش عالي
  n  چادر در مدارس راهنمايي و دبيرستان كازرون اجباري شد
  n  ماجراي بركناري رئيس دانشگاه خواجه نصير , روساي دانشگاه ها آماده باشند
  n  اكبر گنجي بعنوان قهرمان آزادي مطبوعات برگزيده شد
  n  نسخه چيني منشور كوروش : ردپاي هخامنشيان در چين پيدا شد
  n  دبيرستانهاي شهري در حومه لندن غذاي حلال سرو مي‌كنند
  n  محدوديت‌هاي تازه وزارت بهداشت براي اعزام دانشجو به خارج از كشور
  n  نتايج كنكور اعلام شد
  n  ثبت بازار تبريز و بقعه صفي‌الدين اردبيلي در فهرست يونسكو
  n  ايرنا زير نظر رياست جمهوري قرار مي گيرد
  n  بهمن محصص، نقاش و مجسمه ساز ايراني در گذشت
  n  پرداخت غرامت به زن كتابفروشي كه زندگي‌اش كتاب شد
  n  سلمان رشدي كتاب سال‌ هاي فتوا را منتشر خواهد كرد
  n  معاون دانشجويي وزير علوم ايران : براي همه دانشجويان ايراني خارج از كشور جا داريم
  n  تعدادي از آثار داوينچي براي نخستين بار در لندن به نمايش در خواهد آمد
  n  عباس ميلاني: هزينه تعطيلي علوم انساني تعطيلي فكر است
  n  ونزوئلا، چين و روسيه؛ مقصدهاي جديد وزارت علوم براي اعزام دانشجو
  n  سقوط آسانسور، نقص بيمارستان امام(ره) و درگذشت كاظم‌ برگ‌نيسي
  n  تيرآهن، محافظ مجسمه جديد ابن‌سينا
  n  اعتراض به اعطاي انحصاري آگهي هاي دولتي به روزنامه ايران + ويديو
  n  بلدوزر به جان مدرسه تاريخي گلشن نيشابور افتاد , تخريب اثر ملي 1300 ساله + عكس
  n  رحيم رضازاده ملك درگذشت
  n  گفتني هاي نويسنده آمريكايي كتاب همه مردان شاه بعد از سفر به ايران : آمريكا خوبه، جرج بوش خيلي بد بود، اوباما يه خرده بهتره
  n  عنايت‌الله رضا، نويسنده ايراني درگذشت
  n  سر جنگجوي بومي استراليا پس از ۱۸۰ سال دفن شد
  n  درگذشت دكتر كارو لوكس , پدر علم روباتيك ايران
  n  بيانيه تشكل‌هاي دانشجويي ايراني خارج از كشور در آستانه ۱۸ تير
  n  اخراج خبرنگار سي‌ان‌ان بخاطر عدم رعايت اصل بيطرفي در برابر فضل‌الله
  n  مشكل حاد بيكاري براي فارغ التحصيلان بريتانيايي
  n  شهرداري تهران به مجسمه سازان: دوباره بسازيد
  n  سازمان سنجش ايران؛ حبس و جريمه براي متقلبان كنكور
  n  نام زبان فارسي در انگليسي : پرشن يا فارسي ؟
  n  ۶ ميليون و ۷۰۰ هزار پوند براي پرتره اليزابت تيلور اثر اندي وارهول
  n  تشكيل جلسه هيأت امناي منتصب احمدي‌نژاد براي دانشگاه آزاد
  n  نگراني از ارسال پيامك هاي تهديدآميز به داوطلبان كنكور در ايران
  n  جعل هويت مفاخر فرهنگي ايران
  n  پايان دوران دكتري كه مميز كتاب بود
  n  چند روز قبل از برگزاري كنكور؛ 140 نفر برتر كنكور 89 معرفي شدند!
  n  مصرف سيگار دردانشگاههاي كشور ممنوع شد : 2 ترم محروميت درانتظارسيگاريها
  n  مجلس به وقف دانشگاه آزاد راي داد
  n  مانا نيستاني برنده جايزه شجاعت شد
  n  در آستانه 18 تير ، كوي دانشگاه به بهانه تعميرات تا 25 تيرماه تعطيل ميشود
  n  مجوز نصب دوربين مدار بسته در مدارس صادر شد
  n  مردها بيشترين خوانندگان كتاب‌هاي فهيمه رحيمي هستند
  n  60 هزار نفر نخبه ايراني در خارج كشور
  n  جمشيد نوايي نويسنده و مترجم ايراني درگذشت
  n  معاون وزارت آموزش و پرورش : كاري به حلال و حرام نداريم، لزومي براي آموزش موسيقي وجود ندارد
  n  هشدار دوباره دولت ايران به دانشگاهيان معترض
  n  كشف مقبره باستاني گمشده ممفيس
  n  ممنوعيت آموزش موسيقي در مدارس ايران
  n  روزنامه‌ي ورزشي گل توقيف شد
  n  تعليق از تحصيل بدحجابان در دانشگاه علامه
  n  استالين دو بار مانع از ترور هيتلر شد
  n  نظارت حوزه علميه بر كتاب هاي درسي؛ آموزشي يا سياسي
  n  نيمي از دانشجويان ايران در پنج رشته تحصيل مي كنند
  n  بورسيه دانشگاهي و فرزندان مسئولان در انگليس
  n  تغييرات جنجالي در محتواي كتاب‌هاي درسي تگزاس
  n  مديركل حراست دانشگاه تهران اعلام كرد : ممنوعيت ورود بدحجاب‌ها به دانشگاه
  n  سرقت ۵ تابلو معروف از موزه هنر مدرن پاريس
  n  مجسمه هاي جديد جايگزين مجسمه هاي سرقت شده‌ها مي شود
  n  گوينده سرشناس راديو از ايران رفت
  n  بازگشت 200 فرزند مسئولان و ديپلماتهاي ايراني به كشور براي ادامه تحصيل
  n  سرقت از موزه مردم شناسي شهر گردشگري شهميرزاد + عكس
  n  همچون آجودان و داماد؛ وزير و سفير شاه
  n  تحصيل فرزندان سفراي ايران در اروپا ممنوع است
  n  غرفه جمعيت دفاع از كودكان كار و خيابان در نمايشگاه كتاب تعطيل شد
  n  جان باختن معلم براي نجات دانش آموز
  n  نه سال و نيم حبس براي يك فعال دانشجويي
  n  شعر سيمين بهبهاني در اعتراض به اعدام ۵ نفر در ايران
  n  شهرداري تهران برداشتن تعدادي از مجسمه ها را تكذيب كرد
  n  چرا كتاب ها از نمايشگاه كتاب جمع مي شود؟
  n  كتيبه سنگي هزار ساله مسجد تاريخي وكيل شيراز به سرقت رفت
  n  حسين شريعتمداري از تمام اتهامات تبرئه شد
  n  افزايش نقش وزارت علوم در انتخاب هيئت علمي دانشگاه هاي ايران
  n  جمع‌آوري كتاب‌هاي هوشنگ گلشيري و فروغ فرخزاد از نمايشگاه كتاب
  n  وزير علوم ايران: فرار مغزها را قبول ندارم
  n  پري بنان : سنگ قبرغلامحسين بنان تخريب نشده است
  n  كتاب‌هاي آيت‌الله منتظري و آيت‌الله صانعي از نمايشگاه كتاب جمع آوري شدند
  n  دشواري روزنامه نگاري در شرايط پس از انتخابات ايران : مصاحبه با افشا كننده خبر سگ‌هاي۶۰۰ ميليوني تيم حفاظت احمدي نژاد
  n  جلوگيري از برپايي غرفه آثار آيت الله بهشتي در نمايشگاه كتاب تهران
  n  دانشمندان اتريشي معجزۀ موتسارت را باطل اعلام كردند
  n  مجسمه برنزي استاد نجات‌الهي نصب نمي‌شود
  n  نمايشگاه كتاب تهران زير نگاه دوربين‌هاي مداربسته آغاز شد
  n  باز هم چاقوكشي، اين بار در دانشگاه علوم پزشكي
  n  پاداش 7 هزار توماني براي دانشجوياني كه گربه بگيرند
  n  محمد بهمن‌بيگي، بنيان‌گذار آموزش عشايري، درگذشت
  n  علي محمد حق شناس، زبان‌شناس و سرپرست فرهنگ هزاره، درگذشت


  HTML CODE:




بخشهاي ديگر سايت



 
امكانات سايت
  عضويت در خبرنامه
:Email
بخشهاي مختلف سايت :
  تعداد بازديدكنندگان
240694017
 

   Copyright 2006 - 2010 © IranianUK.com , All rights reserved.   





دوره های کوتاه مدت و بلند مدت زبان انگلیسی در مالزی


محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.

محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما



محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.